تبليغاتX
حرف دل

باید رفت

چه به اعماق دریا ها چه به سوی نوک قله ها

رفتن ما فرار بود

فرار ما به دنبال یک سر پناه بود

نمیدانستیم کجاییم

رفتیم که مرگ را هم پشت سر بزاریم.

+ نوشته شده در جمعه 1385/06/31ساعت توسط |

ناله های زمانه

همه و همه در فکر شبی در قبرستان زمانه

غصه های بی نشانه

نشان های نا عادلانه

عدالت های احمقانه

حماقت های ماست که می سازد زمانه...

+ نوشته شده در جمعه 1385/06/31ساعت توسط |

همه عمر به پای عشق سوختیم

همه درد به جان خریدیم

گویی هدفی در دل داشتیم

اما به خود هم اعتماد نداشتیم

درد ما نه همین روز جداییست

سالهاییست که  درد را در خود نمی دیدیم

دست ما کوته و عمر بس دراز

خنده ای به لب ار و با درد بساز

خنده ای به لب ار و با درد بساز.

+ نوشته شده در جمعه 1385/06/03ساعت توسط |